سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

191

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

قوله : بحدوث الملك على المتملّك : مثلا زيد كنيزى را از عمرو خريد و يا عمرو آن را به وى هبه نمود يا به واسطه صلح و وصيّت و يا ارث به وى رسيد و به هرتقدير كنيز به ملك زيد در آمد بر او لازم است قبل از آنكه با وى هم‌بستر شود صبر كند كه حيض شده و پس از پاك شدن از آن با وى تماس بگيرد . قوله : و زواله على النّاقل : ضمير در [ زواله ] بملك راجع است و مقصود اينست كه مثلا عمرو اگر خواست كنيزش را به زيد بفروشد يا هبه كند در صورتى كه با او وطى نموده لازم است قبل از فروختن صبر كند كه كنيز حيض شده و از آن پاك گردد آنگاه آن را از ملك خويش به يكى از اسباب نقل انتقال دهد چنانچه اگر كنيز مسترابه بوده و حيض اصلا نمىشود لازم است به منظور استبراء به مقدار چهل و پنج روز از آن دورى كرده و با وى تماس نگرفته آنگاه آن را بفروشد . قوله : باىّ وجه كان : ضمير در [ كان ] به نقل راجع است . قوله : ان كان قد وطىء : ضمير در [ وطىء ] و [ كان ] بناقل راجع است . قوله : ان كانت تحيض : ضمير در [ كانت ] به كنيز راجع است . قوله : ترك وطؤها : ضمير در [ وطؤها ] به كنيز راجع است . قوله : فى المدّة المذكورة : مقصود مدّت چهل و پنج روز مىباشد . قوله : دون غيره من وجوه الاستمتاع : ضمير در [ غيره ] به وطى راجع است و مراد از وجوده استمتاع انواع ديگر التذاذ مىباشد همچون مس و نظر و قبله و غير اين امور . قوله : فى ذلك مستوفى : مشاريه‌اليه [ ذلك ] استبراء و ملحقات آن مىباشد و مقصود از [ مستوفى ] مفصل و مشروح مىباشد . قوله : و ما يسقط معه الاستبراء : ضمير در [ معه ] با ماء موصوله در [ ما